خیابانی نیستم

دانلود رمان خیابانی نیستم

بخشی از رمان خیابانی نیستم :

با دیدنشون فقط به سمت خونه دویدم و افکاری که دست از سرم

بر نمی داشتن. دوباره تحقیر. دوباره اسارت . دوباره بی آبرویی.دوباره درد.دوباره التماس

 برای اندکی آرامش . نه اینارو نمی خواستم….تا کی باید از دست آیلین بکشم؟چرا فقط

 من باید بار اشتباهات و گناهای اونو به دوش بکشم. در خونه رو باز کردم و وارد شدم و

 بی توجه به اطراف تا خواستم وارد خونه شم صدای قدمی پشت سرم شنیده شد و بوی

ادکلن مردونش همراه سیگار.-سلام برالین ؛از دیدنم خوشحال نشدی؟ زبونم یاری نمی کرد و از ترس حتی

نمی تونستم برگردم و سرجام خشکم زده بود . صدایی قدم هاش نزدیک تر و نزدیک تر شد و بوی عطر

مخلوط با سیگارش به شدت احساس .طره ای  از موهامو که جلوی صورتم افتاده بود پشت گوشم انداخت و به

آرومی زمزمه کرد –از دیدنم خوشحال نشدی ؟! رعشه به تنم افتاد ولی نباید به روم میاوردم باید قوی

باشم نباید ضعف نشون بدم. دستش روی گونم افتادکه با دستم دستشو پس زدم و با عصبانیت گفتم:

-به من دست نزن کثافت حروم زاده.-باز که گنده تر از دهنت حرف زدی.-هم تو هم خواهر آشغالم برید به درک

 می فهمی ؟درک دست از سرم بردارید.-من حالاحالاها باهات کار دارم . تو که نمی خوایاون خانم پیر

دوست داشتنی . تنها کسی که به حرفت گوش داد و بهت ترحم کرد و اونجا تو حال نشسته چیزیش بشه؟خیلی

خودخواهی هستش نه؟- چی از جونم می خوای؟-جونتو . عصبی ترم نکن و راه بیفت.-برو سراغ خواهرم .

– من تو رو می خوام نه اون یکی قلتو.- من با تو جایی نمی یام .-میای؟! داد زد:- بچه ها خانم کوچولومون

 نمیاد. یک دقیقه بعد صدای ارزون خانم شفیعی اومد و هل شدم و

 گفتم:-باشه آرسام میام اذیتش نکن .- نه هانی دیر گفتی .-تورو خدا تنها کسی

 هستش که دارم و دوستم داره. چشم غره ای بهم رفت ولی من تمام التماسو تو چشمام ریختم که گفت :-تمومش کنید.

مشخصات کتاب :

رمان : خیابانی نیستم

نویسنده : مارال ع.ز

تعداد صفحات : 399

ژانر : عاشقانه  

دانلود فایل PDF

اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

مطالب مرتبط

دیدگاهی بنویسید

0