عاشقتم دیوونه

دانلود رمان عاشقتم دیوونه

بخشی از رمان عاشقتم دیوونه :

با عصبانیت تو پیاده رو راه می رفتم و به خودم فوش میدادم:

-آخه دختره خر تو باید انقدر به یه مرتیکه غوزمیت رویدی که تو رو بخاطر نیم ساعت تاخیر از کلاس بندازه بیرون؟

هان؟ پس کجاااا رفت این انسانیت؟پس احترام گذاشتن به حقوق دیگران چی شد؟

خاک تو سرت دیانا خاک….دهنمو مثل چی یه متر وا کرده بودم که بگم خاک یهو حرف تو دهنم ماسید .یه پسر خوشکل

از کنارم رد شد.

-هی وای ،ببینش چه خوشکله این!

هنوز حرفم تموم نشده بود که پام گیر کرد به یه سنگ مزاحم همونطور که رو هوا و زمین معلق بودم به این فکر کردم

که وویی الان دستشو روی کمرم حلقه میکنه و منم مثله کوالا بهش می چسبم.

 

داشتم با خودم خیال بافی می کردم که شپلق همچین با کله خوردم زمین که چشمام داشت از کاسه سرم میزد بیرون

اون پسره هم بلانسبت گاو از کنارم رد شد رفت.

 

دورو برو دید زدم ببینم کسی دیدتم، که دیدم بله ما هیچ جا نخوردیم زمین اومدیم جلو لونه زنبور رو زمین بنر

شدیم.

 

سر در مجتمعی که جلوش خوردم زمین و نگاه کردم:

“مجتمع تجاری مهرسام”

اوه مای گاد چه تصادفی پسر شریک ناشریک آقای تاجیک،

-آآآی سرم.

از جا بلند شدم و کوله پشتیمو رو شونم انداختم و راه افتادم توحین راه به ماشینای گرون قیمت تو خیابون نگاه

می کردم و چند دقیقه یک بار از حرص یک لگد بهشون می زدم و در می رفتم والا بچه خر پولای تازه به دوران رسیده.

خدایا صنمت رو شکر یکی مثل اینا انقدر پولدار یکی مثله، مثله….

به اطراف نگاهی کردم . نه دیگه بی انصافیه. ما انقدر بدبخت نیستیم یه زن فقیر بغل خیابون در حال گدایی دیدم.

مشخصات کتاب :

رمان : عاشقتم دیوونه

نویسنده : حانیا بصیری

تعداد صفحات : 543

ژانر : عاشقانه ، طنز  

دانلود فایل PDF

اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

مطالب مرتبط

دیدگاهی بنویسید

0